بایگانیِ 28 اکتبر 2009

28
اکتبر
09

کمدی الهی

پیش از اینکه بروم سر اصل مطلب، باید بگویم که من اساسن فلسفی-‌ادبی می نویسم و این خود بزرگترین دلیل بر این حقیقت است که این مقاله طنز است. البته نه از طنز‌های طناز آن چنانی. پس خواهش دارم اگر به عنوان یک مقاله طنز گریه تان را در نیاورد به تناقض طنز بر انگیز اندیشه نویسنده فکر کنید و آنوقت کمی به حال طنز تاسف پوز خندناک بخورید که کار به کجا کشیده که این بابا هم از روی اینکه مقاله‌های دیگرش خریدار نداشت، آمد طنز نویس شد. ولی اصولن چه ایرادی دارد؟ در این کشور پر از در و پیکر، همه چیز ممکن است. وقتی انتخاباتی به آن عدالت بی‌نظیر در خاور میاندوآب برگزار می شود که مو لا درزش نمی رود ولی مردم بیهوده به خیابان‌ها می ریزند و می گویند رأی ما کو، پس بعید نیست که من هم از سر جبر زمانه یک مقاله طنز بنویسم.

چند شب پیش داشتم در یکی از رسانه‌های بیگانه مستندی از کمدی الهی دانته می دیدم. این کتاب را قبلن خوانده بودم. با این وجود، در این مستند نقاشی هایی به نمایش در آمد که هنرمندان آنها کوشیده بودند که کمدی الهی دانته، یعنی سه بخش دوزخ، برزخ و بهشت را بر بوم نقاشی بیاورند. نمی دانم چرا تا بحال به این مسئله پی نبرده بودم ولی منظور این دانته نگون بخت از کمدی الهی، زندان اوین و پیامد‌های آن بود. یعنی دست کم منظورش از دوزخ نه طبقه، زندان اوین بود. البته پیش از این، بخش هایی از این دوزخ برای آسایش حال دوزخیان محترم به کهریزک و زیر زمین وزارت کشور منتقل شده بودند. همه چیز دقیقن مطابق الگو نوشته شده است و اگر سهل انگاری هم بوده صرفن متوجه شخص آقای دانته است. در کهریزک، همانطوری که همگان مستحضرند، دوزخی بایستی برای اثبات بی‌گناهی خویش، از میان آتش می گذشت. در اینجا هم برای آسایش حال دوزخیان گرامی، آتش دستخوش تغییراتی شده بود و اورانیوم آن قسمتی در کشور و قسمتی دیگرش در خارج غنی شده بود.

در بخش بهشت، یک آقایی بود که دستش را به علامت و بالا برده بود اما فکر نکنم آقای موسوی بود چون شال سبز بر گردن نداشت و فقط لباس سفیدی بر تن داشت. ضمنن یک هاله نوری دور سرش بود که شکم برد شاید مقصود احمدی نژاد باشد. در این که مکاشفه دانته راجع به زندان اوین بوده است، هیچ تردیدی نیست ولی اینکه او اصلاح طلب بود یا اصول گرا، هیچ اطلاع دقیقی در دست نیست. بگذریم، در دوزخ نه بخش گوناگون برای گناهکاران از دسته‌های گوناگون وجود دارد از جمله شکم پرستان، زنا کاران، قاتلان، خیانتکاران و غیره. در بخش شکم پرستان، افراد را دور یک میز بزرگ با غذاهای رنگارنگ می نشانند و آنقدر به خوردشان می دهند که در طول سی روز، هیجده کیلو وزن کم می کنند. آخرش هم می فهمند که این بیچاره اصلن شکم پرست نبوده وگرنه باید از سیری مبرم می ترکید، نه اینکه رنجور شود. در بخش زناکاران، از آنجایی که نمی توانند کسی را پیدا کنند، می کوشند که زنای مجازی وارونه یعنی تجاوز ایجاد کنند. به این صورت که به دستور پروردگار این مخروط نه طبقه، از چند عدد باتوم و شیشه نوشابه استفاده می کنند. البته در این نقاشی هایی که در این برنامه نشان داده شد، میله‌ای را در ما تحت آنها فرو کرده بودند که از دهانش بیرون زده بود. آقای محترم! چرا مکاشفه ات را تحریف می کنی؟ کمدی الهی باید دقیقن شبیه اوین باشد. این شیاطین اینقدر قلب رئوفی دارند که وجدانشان اجازه نمی دهد این آلت، یک میله دیلاق نخراشیده باشد بلکه به ضخامت جزئی‌ای بسنده می کنند. شیاطین یا دوزخ بانانی که این کار را می کردند، پوست سبزه لجنی داشتند. این پیرمردی هم که همراه و راهنمای دانته است و نامش ویرجیل است بیشتر می گوید اینها همه خودشان مسئول هستند وگرنه این بلاها سرشان نمی آمد.

هدف از این شکنجه‌ها در زندان اوین، ترویج اسلام ناب محمدی و اشاعه فرهنگ برابری و برادری میان این دوزخیان است. این زندان هم به دستور حاکم اسلامی، به نیت گفتمان آزاد میان دوزخیان و تطهیر آنها از گناهان خانمان سوز است که بناشده است. گفته می شود که کتاب کمدی الهی در قرون وسطی به سفارش کلیسای کاتولیک نوشته شد، چون در آن زمان میان فرقه‌های مختلف مسیحیت اختلاف بود و پاپ وقت می خواست به وسیله این کتاب مذهب کاتولیک را درمیان مردم رایج کند. این هم یک دلیل محکم بر ادعای من است.

نا گفته نماند که این نه بخش دوزخ به نوبه خود تشکیل شده از دوزخ علیا و دوزخ سفلی هستند. منظور از دوزخ سفلی آن قسمت از اوین به نام بند ۲ الف می باشد که دوزخیان التماس دعای عاجل دارند به آنجا گسیل نشوند. در طبقه نهم یعنی آنجا که ظلمات و سرمای مطلق است، مخصوص‌ترین دسته دوزخیان که خیانتکاران هستند نگهداری می شوند که بخشی از  گناهشان همانا اقدام علیه امنیت ملی است. شاید مقصود دانته از این طبقه، بند ۲۰۹ بوده باشد.

این ویژگی این جا هست که برخی از افراد در اینجا از دوزخ به برزخ و سپس به بهشت منتقل می شوند. مراد از بهشت، همان دادگاه انسان سازی است که گناهکار به همه گناهان پلید خود اعتراف می کند در حضور همگان و رستگار می شود. البته برزخ و بهشت بخش‌های از اوین نیستند ولی همیشه امکان ترفیع  رتبه در این سه بخش مجزا وجود دارد. برای اینکه طرف بیش از حد رستگار نشود، از نو او را به دوزخ بر می گردانند تا به طور ژرفتر، به کردار خود بیندیشد و این که چندین نفر را از راه راست بدر کرده است. شاید هم برای این نگهش می دارند که این‌ها علاقه عجیبی به رستگار شدن پس از طی مراحل تطهیر دارند.

این شمه‌ای از تطابق دوزخ کمدی الهی و اوین بود. امیدوارم اگر نکته‌ای را جا انداخته ام،  ویرجیل به بزرگی خودش ببخشد. خدا شاهد است که نیت این دوزخ تمام و کمال خیر است و فقط برای طلب اصلاح این گناهکاران بر پا شده است، نه اینکه دارندگان این کانون اصلاح و تربیت خودشان اصلاح طلب باشند.

 




دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.